مناجات با امام زمان(عج)

 

 

چقدر منتظر این و آن شدن بی‎جاست

در انتظار تو اما فنا شدن زیباست

حدیث آمدنت انتظار هم دارد

برای مقدم موعود تا مِنا غوغاست

کسی که دست روی دست می‎گذارد کِی؟

زمان آمدنت پا رکاب تو آقاست

به ابن سعد زمانه بگو که گندم ری

نه قسمت تو نه سهم یزید دوران‎هاست

هزار بار نصیحت شدی اما حیف

دریغ از شکمی که پر از حرام و کذاست

کجاست عبد مطیع و غلام حلقه به گوش

که یار فکر غلام سیاه پابرجاست

بیا که منتظر صوت «یا لثاراتیم»

بگو به شیعه بنازد به هر که اهل وفاست

دلی نمانده نسوزد برای مظلومان

قسم به خاک یمن خون ما حلال شماست

قسم به ماه محرم به پرچم جدت

که درد سینه زنان درد سینه‎ی زهراست

به تکه تکه‎ی جسم «مقطع الاعضات»

حسین منتظر انتقام عاشوراست

به پاره پاره پیرهن امام غریب

که کار عمه‎ی مظلومه‎ی تو اشک و دعاست

بیا که از طرف علقمه ندا آید

در انتظار «انا ابن الحسین» تو سقاست

به اربعین حسین آرزوی یارانت

به محضر تو رسیدن به صحن کرب و بلاست

بیا مدینه به اذن خدا بیا مکه

بگو به کعبه منم آنکه کعبه‎ی دل‎هاست

 

اشعار روضه

سرزمین کربلا یادش بخیر
نخل های سرجدا یادش بخیر
شورو حال جمع ما یادش بخیر
آنهمه عشق و صفا یادش بخیر
درد ما بود و دوا یادش بخیر
در صف یوسف کلافی داشتیم
بین صحنت اعتکافی داشتیم
گریه و شور مضافی داشتیم
درد اگر هم بود شافی داشتیم
لطف سلطان برگدا یادش بخیر
علقمه میخانه ما بود شکر
 چشم ما جاپای آقا بود شکر
نیمه شبها مثل رویا بود شکر
روضه و مرثیه برپابود شکر
گریه پایین پا یادش بخیر
ازحرم تا به حرم گریان شدیم
غصه دار قحطی باران شدیم
بهر زینب بی سروسامان شدیم
روی تل بی جان شد و بی جان شدیم
چشم ما بود و بکا یادش بخیر
بازمین و آسمانت سوختیم
درهوای کاروانت سوختیم
پابه پای دخترانت سوختیم
سوختیم آقا بجانت سوختیم
سوختن با روضه ها یادش بخیر
کاروانی که به غربت مبتلاست
چند ماهی هست از شادی جداست
ظاهرا گرچه مسیرش کربلاست
باطنا قربانی کوی مناست
روزهای بی بلا یادش بخیر
کاروانی از تبار عرشیان
شیرخواره دارد و پیر وجوان
این خبر آتش زده بر آسمان
آل پیغمبر شده بی خانمان
آن دیار آشنا یادش بخیر
هرقدم تقدیر پرغم میشود
روزگار عشق درهم میشود
آسمان هم قامتش خم میشود
هرچه از ماتم بگویم میشود
حرمت آل عبا یادش بخیر
میرسد آنروز که صدها نفر
نیزه میریزند برروی پسر
نه برایش جسم میماند نه سر
نعره خواهد زد پدر با چشم تر
تو عصابودی مرا یادش بخیر
میرسد روزی که بلوا میشود
شاه درگودال تنها میشود
یکنفر از سینه اش پا میشود
اینکه زیر تیرها جا میشود
بوده جان مصطفی یادش بخیر
میرسد روزی که دربازار شام
در زمان رد شدن از ازدحام
لحظه ای که سنگ می آید ز بام
عمه میگوید به زیر لب مدام
قد رعنایت اخا یادش بخیر

***************

نسیم روضه وزیده محرم آمده است

زمان گریه به ارباب عالم آمده است

 

دوباره بیرق وپرچم دوباره طبل و کتل

که ماه مرثیه وغصه و غم آمده است

 

دوباره سینه سپرهای کربلا جمعند

که لحظه های خوش نوحه و دم آمده است

 

تمام صحن حسینیه ازدحام گداست

که جا برای هزاران چو من کم آمده است

 

فقط نه نوح،نه موسی نه یوسف و یعقوب

دراین عزاکده عیسی بن مریم آمده است

 

 بیا که اشک بریزی کنار پیغمبر

چرا که فاطمه با قامت خم آمده است

 ***********************  

امام حسین(ع)-مناجات

 

فرقی ندارد كه جهنم یا بهشت است

هرجا كه میگویم حسین آنجا بهشت است

هر روز از این روضه به آن روضه دویده

حق دارد آنكه گفته این دنیا بهشت است

چشمی كه از داغت نمی بارد جهنم

چشمی كه از داغت شود دریا بهشت است

شش گوشه را از شش جهت دیدیم و گفتیم

از هر جهت این كعبۀ زیبا بهشت است

بالا و پایینی ندارد خانۀ تو

بالای سر فردوس و پایین پا بهشت است

با جبر ما را عاشق خود كن كه فردا

در اختیار حضرت زهرا بهشت است

گفتند زهرا زائر شب های جمعه است

گفتیم زیر پای مادرها بهشت است

خیمه به خیمه سوخت دست و پای طفلان

در آتشی كه شعله هایش تا بهشت است

 *********************

امام حسین(ع)-ورود به ماه محرم

 

ارباب روی نوکریِ من حساب کرد

با اینهمه گناه مرا انتخاب کرد

هرکس شنید ناله ی حی العزا

تا خویش را به روضه رساند شتاب کرد

دلشوره داشتم که نبینم محرمت

یکسال این فراق دلم را عذاب کرد

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

نام حسین بار دگر انقلاب کرد

توبه شکسته ها همه گویند یاحسین

رب الحسین هرچه دعا مستجاب کرد

از کودکی حسینیه دار محرممیم

این روسیاه را خودش عالیجناب کرد

هرکس که ذره ذره به پای حسین سوخت

اورا خدا به وصل خودش کامیاب کرد

گریه غبار سینه ی من داده شستشو

این قلب خاک خورده چنان دّر ناب کرد

تفسیر دستگیریه تو از رسول ترک

کار هزار منبرو صد ها کتاب کرد

سینه برهنه ها همه از نسل عابسند

او کربلا طریق هی این وصل باب کرد

آید به گوش ناله ی محزون فاطمه

با اسم نام یک یک ما را خطاب کرد

ماه محرم آمد و پیچید بوی سیب

صلی علی الحسین و صلی علی الغریب

****************

ورود به ماه محرم

 

ما که کل سال پای روضه ها غم میخوریم

غصه ی اتمام این ده روز را کم میخوریم

هرسه شنبه صبح یا که هرشب جمعه کمیل

باده ی تقوای خود را پای پرچم میخوریم

یک برنج از ظرف نذری تو ما را بس حسین

رزق طول سال خود را از محرم میخوریم

ما چنان سرویم از وقتی برایت خم شدیم

تا تو هستی کی زمین با قامت خم میخوریم؟

با تو در هر مشکلی راه نجاتی هست لیک

مطمئنا بی تو بر دیوار محکم میخورم

تو بزرگی پس بزرگی کن شفاعت کن حسین

ورنه چوب معصیت ها را دمادم میخورم

در جوانی پاک بودن شیوه عشاق توست

شرمساریم از شما که غصه ات کم میخورم

تربت کرب و بلا درمان کل دردهاست

وقت های ناخوشی یک ذره مرهم میخوریم

داغ اکبر داغ قاسم داغ سقا داغ مشک

غصه هایت را میان روضه هم میخوریم

ما محرم زاده ایم کل سال آواره ایم

روزها یاد تنت ، شب یاد مشک پاره ایم

 ********************

ورورد به ماه محرم

 

شکر خدا زهرا دوباره رزق این نوکر نوشت

با دست بشکسته مرا روزی خور این در نوشت

هرگز نمی کردم گمان اینجا مرا راهم دهند

نام مرا در بین نوکر ها خودش آخر نوشت

روز ازل وقتی خدا روزیِ عالم را نوشت

ارباب را ارباب و ما را بر درش قنبر نوشت

در عرش حق پیراهن خونین او آویختند

بیخود نبوده گر خدا این قلب را مضطر نوشت

نام حسین فاطمه اشک مرا جاری کند

رحمت به شیر مادرم، صد شکر بر این سرنوشت

هرکس که شد در این دهه دیوانه ی کوی حسین

زینب برای او "نمازِ صبحِ بالاسر" نوشت

حبُّ الحسین نعمتی ، قبرُ الحسین قبلتی

این جمله را هر نوکری در قلب خود با زر نوشت

من زاره فی کربلا زار العلیّ فی عرشه

این را همان اول خدا در عرش بر سردر نوشت

"حُبُّ الحسینِ جُنَّنی" عابس بیان کرده ولی

بر چوب محمل خواهرش این جمله را با سر نوشت

می گفت زینب از فراز تل برادر جان ببین

آنکس که تقدیر تو بی انگشت و انگشتر نوشت...

...من را میان عده ای نامرحم و دور از حیا

آواره و بیچاره و بی یار و بی معجر نوشت

************************

امام حسین(ع)-مناجات

 

من گدایی درت را دوست می دارم حسین

سائلان محضرت را دوست می دارم حسین

دست بوس نوکرت بودن برای من بس است

نوکری نوکرت را دوست می دارم حسین

"بارالها، گریه کن های حسینم را ببخش!"

این دعای مادرت را دوست می دارم حسین

من برای ماندن اسلام بعد از کربلا

دست زینب پرورت را دوست می دارم حسین

در میان آن شهیدانی که دورت خفته اند

زیر پایت ... اکبرت را دوست می دارم حسین

در کنار علقمه، با دیدن آب فرات

هیبت آب آورت را دوست می دارم حسین

 ***********************

امام حسین(ع)-مناجات محرمی

 

دلم ز روز ازل گشته مبتلای حسیـــــن

سلام من به حسین و به کربلای حسین

وجودِ عاشق و معشوق وقف یکدگر است

حسین برای خدا و خدا برای حســــین

ثواب سعی و صفا کی رسد به یک لحظه

قدم زدن وسط مروه و صفای حســـین

رضای حضرت حق در رضایت زهـــراست

رضای حضرت زهرا در رضــای حســــین

اگر معلم توحیــــد من شود زینــــب

به چشم خویش تماشا کنم خدای حسین

دوباره زد به سر عــــاشقم نوای جنون

که پرده ای کشم امشب ز ماجرای حسین

زمین کرببلا تا به عرش غوغا بود

زمان جلوه ی پایانی لقای حسین

نهاده دست به سینه تمام خیل ملک

همه مطیع فرامین چشم های حسین

خلیل آمده تا ذبح اعظمش بیند

چه محشریست مگر وادی منای حسین

کجاست حضرت داوود تا بگیرد یاد

طریق شکر نمودن ز شکر های حسین

کلیم غرق تحیر به لکنت افتاده

مگر چه میشنود لحظه ی دعای حسین

مسیح ذره ای از خاک قتله گاه چشید

تمام عمر شفا داد با شفای حسین

دوید ختم رسل سر برهنه تا گودال

میان هلهله ها گم شده صدای حسین

ز خیمه گاه رسد خواهری تک و تنها

مگر شنیده میان حرم صدای حسین

خدا کند که از راه رفته برگردد

وگرنه سر بدهد زیر تیغ جای حسین

صدای ناله ی زهراست میرسد بر گوش

فدای راس جدا گشته از قفای حسین

ببین که بر سر یک کهنه پیرهن دعواست

به دست چند نفر تکه ی ردای حسین

یکی زره یکی عمامه وان یکی شمشیر

ربود وان یکی از شانه ها عبای حسین

 ******************